" تو مث سرو دریمی..."
غزل زیبای " تو مث سرو دریمی..." به قلم شکرین دوست و همکار فرهیخته ادیب هنرمند جناب آقای اسماعیل کاریزی است .
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
کلام این مرد بزرگ همیشه با چاشنی طنز همراه است .
وی در جمع یاران پیوسته با سخن طنز گونه خود گل لبخند بر لبان دوستان می نشاند.
تو مِثه سرو دریمی تو دلم ریشه دووندی
هرکی تو چیشات نگا کرد بوای بواشه سوزوندی
اَ سر بازار کُهنو تا در مسجد جامع
روزی صد دفه بی تعارف من بدبخت لوکوندی
دل خصالیم یه مرگیش میشه هر وقت تو میای در
گمونم دو دفعه هم خود او چیشات پَلِش تووندی
یه تیکه ای تیریشه بیارتا دس و پای دلم ببندم
بی صاحاب لودی شده اَ بس تو خاکش پلکوندی
همیطوریشم جونم خیچک مردم مه درازه
تو دیه الُم نکن ، تو که دلم اَ غصه شوکوندی
یادته چقد سرم لنده دادی تو باغ ملی
بعدشم اسمته رو صندلیای اونجا کروندی
تیر ناحق تو گلوش هر که خا طرخواته بجز من
خاک عالم تو سرش هرکه براش دل نسوزوندی
تو کوچه ی حوض ماهی پینجیک پشت پام گرفتی
بخلت نفهمیدم پسه برام ریگ میپروندی؟
شما هر طو می دونی خود دل بدبخت ما تا کن
من بگم چه ؟ تو خودت اومدی رو بون قالیچه تکوندی !
1. مثه : مثل
2. بوای بوا : پدر بزرگ
3. کهنو : آن کهنه و قدیمی
4. لوکوندن : دواندن به زور
5. خصالی : مرده شور برده
6. تیرشه : رشته باریک از پارچه که از درازا بریده شده باشد
7. لودی : ولگرد
8. پلکوندی: آن را غلتاندی
9. تُووش توندی : تابه اش را داغ کردی ، کنایه از سوزاندن و زجر دادن
10. خیچک : چوب ، خیچک دیگران بر روی کسی دراز شدن : کنایه از سرزنش کردن دیگران ، مورد سرزنش دیگران واقع شدن
11. اَل کسی کردن : مسخره کردن ، تمسخر نمودن
12. لُنده : غر و لند ، غرغر کردن
13. کَروندن : خراش دادن با شئ نوک تیز روی چیزی نوشتن
14. بخلت : به خیالت ، فکر کردی؟
15. پَّسِه : پشت سر هم
16. پینجیک : نیشگون ، پنجیر، شاید از پنجه گرفته شده
17. تا کردن با کسی : رفتار و سلوک
18. بون : پشت بام
.jpg)













عبدالرضا بردبار